بسم الله الرحمن الرحیم
در بخش مقدماتی گفتیم که مهاجرت سادات عظام به افغانستان را نمیشود به چند علت خلاصه کرد, زیرا هر کدام از سادات – چه به صورت جمعی و چه فردی- آنهم در مقاطع مختلف زمانی، به سوی افغانستان مهاجرت میکردند. شاید بتوان گفت: هرکدام به دلایل مختلف و جداگانه به آن سو قصد عزیمت مینمودند. برای مطالعه بخش مقدماتی روی این لینک کلیک کنید.
حال میپردازیم به بخش دوم تاریخ ورود سادات عظام به افغانستان و خصوصا شهر پرآوازه بلخ باستان
شهر پرآوازه بلخ که از شهرهای قدیمی افغانستان به حساب میآید، هم از لحاظ تمدنی و فرهنگی و هم از لحاظ موقعیت جغرافیایی، موجب میگشت تا اقوام و نژادهای مختلفی را در دل خویش جا دهد. به همین علت سادات نیز مثل سایر اقوام آنجا را برای زندگی خویش مناسب دیدند و وارد آن سرزمین گردیدند. یکی از کسانی که فرزندانش در بلخ حضور داشتهاند، حسین بن جعفر است که در سنه ۲۲۶ وفات یافت. وی فرزندانی دارد که در بلخ، جلاباد و هرات ساکن هستند.[cite: 2] فخر رازی درباره حسین بن جعفر حجّه آورده است:
ایشان حسین بن جعفر الحجّه بن عبیدالله اعرج بن حسین اصغر بن علی (ع) بن حسین(ع) میباشد که ایشان وارد بلخ شده است. اعقاب و بازماندگان در آنجا از اوست که آنها ملوک و ساده و نقبا در آنجا میباشند.
ابن عنبه هم در الفصول الفخريّه نوشته:
از اعقاب و اولاد جعفر الحجّه بن عبیدالله الاعرج (و امراء مدینه رسول و ملوک بلخ و نقبای آنجا از نسل آن است)
۱. سیداحمد کیا، گیلانی، سراج الانساب، ص ۱۲۴-۱۲۵، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، ۱۴۰۹ق. ۲. علی، عمری، المجدى فى انساب الطالبين، ص ۲۰۳، قم، کتابخانه عمومی آیتالله مرعشی نجفی، ۱۴۰۹ق. ۳. فخرالدین، رازی، الشجره المباركه، ص ۴۱، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، ۱۴۰۹ق.
از دو پسر حسن و حسین میباشند که حسین به بلخ رسید و در آنجا مقیم گشت و نسل او در آنجاست و در ترمذ نیز، و از اعقاب حسین السيّدالفاضل ابوالحسن بلخی (واوست) علی بن ابی طالب الحسن النقیب به بلخ، ابن ابی عبیدالله بن ابی الحسن محمّد زاهد بن ابی علی به هرات، ابن ابوالقاسم علی به بلخ بن ابی محمّد حسن بن الحسين بن جعفر حجّه بن عبیدالله اعرج بن حسین اصغر بن زین العابدین(ع) است.[1]
یکی از کسانی که به چهار واسطه به حضرت زین العابدین (ع) میرسد؛ و مقبرهاش در بلخ است، ابومحمّد حسن بن حسین بن جعفر حجّه بن عبیدالله اعرج بن حسین اصغر بن زین العابدین (ع) است که اعقاب وی ابوالقاسم علی و از وی محمّد، عبدالله و علی بر جای مانده است.[2] از دیگر کسانی که به چهار واسطه به امام سجّاد (ع) میرسد و وارد بلخ و هرات گردیده، ابوعبدالله جعفر بن قاسم خطیب بن محمد بن زید شهید بن زین العابدین (ع) معروف به ابن جده است او شاعر و پیشنماز حسن بن زید داعی طبرستان بوده است که بعداً به بلخ رفته و از اعقاب و بازماندگان او در هرات است.[3] در الفخری آمده است:
بازماندگان و اعقاب صحیحی حسین بن جعفر حجّه منتهی میشود به عبدالله ابوعلی، محمد ابی العباس، عبدالله ابی احمد و حسن بن ابی القاسم علی به بلخ و پسر حسن بن حسین از سمرقند به بلخ منتقل شده است.[4]
در المجدی آمده است:
از اعقاب واولاد على بن حسين بن على (ع) بن الحسين سبط (ع)، جعفر بن عبدالله بن علی بن اصغر است که اولاد و اعقاب جعفر در بلخ هستند.[5]
۱. جمالالدین، ابن عنبه، فصول الفخريّه، ص ۱۸۰-۱۸۱، انتشارات علمی فرهنگی، بیجا، ۱۳۶۳ش. ۲. ا بن عنبه، الراغب في تشجير عمده الطالب، ص ۳۳۴، قم، انتشارات حسنین، ۱۴۲۷ق. ۳. فخرالدین، رازی، همان، ص ۱۴۱. ۴. المروزی الازورقانی، الفخری فی انساب آل ابی طالب، ص ۶۲، قم، کتابخانه عمومی آیتالله مرعشی نجفی، ۱۴۰۹ق. ۵. علی عمری، المجدى فى انساب الطالبین، ص ۶۲.
در مهاجران آل ابی طالب میخوانیم:
از کسانی که به بلخ وارد شدند علی بن حسن بن حسین بن حمزه بن عبیدالله اعرج بن حسین اصغر بن علی (ع) بن حسین(ع) است.[1]
در جای دیگر آمده است:
از جمله کسانی که به بلخ وارد شدند از اولاد حسن افطس بن علی بن علی (ع)، برخی از فرزندان حسن مکفوف بن حسن افطس، ابوالقاسم علی بن محمد دقّاق فرزند محمد بن قاسم بن محمد بن قاسم شعره بن حسن مکفوف است.[2]
کسانی که به هشت واسطه به امام سجّاد (ع) میرسند و وارد بلخ شدند: محمد بن عبیدالله بن علی جلاباذی بن حسن بن حسین بن جعفر حجّه بن عبیدالله اعرج بن حسین اصغر بن زین العابدین(ع). وی دو فرزند دارد: علی و ابوالقاسم، سیّد اجل نقیب در بلخ معروف به نو دولت و دیگر عبیدالله، نقیب رئیس بلخ معروف به یار خدای و او جدّ نقبای بلخ است.[3]
یکی از کسانی که متعلق به قرن چهارم است، ابومحمد حسن بن حسین علوی بلخی از علمای بزرگ شیعه است. این عالم جلیلالقدر از تاریخنویسان عصر خود و از یاران ابوزید احمد بن سهل بلخی به شمار میرفت. او در اوایل قرن چهارم، در شهر بلخ، دعوت حق را لبیک گفت.[4]
یاقوت حموی در معجم الادباء از مرزبانی نقل میکند که ابوزید احمد بن سهل بلخی، قصیده نوینه در رثای او سروده که این ابیات چنین است: یا قبـر ان الـذی ضـمّنت جـثّتـه — مـن عـصبه سـاده لیسوا ذوی أخـن مـحمـد وعلـی ثـمّ زوجتـه — ثم الحسین وابنه والمرتضی الحسن[5]
یکی از کسانی که در قرن پنجم میزیسته، ابوالحسن علی بن ابی طالب بن حسن بن محمد بن عبیدالله بن علی بن حسن بن جعفر حجّه بن عبیدالله اعرج بن حسین اصغر بن زین العابدین بن علی بن ابی طالب(ع) است. او در شهر بلخ قدم به عرصه جهان نهاد، و علوم را در آنجا فرا گرفت و در بسیاری از رشتهها صاحب نظر بود.
۱. ابراهیم بن ناصر، طباطبا، مهاجران آل ابی طالب، ص ۱۶۵، ترجمه محمدرضا عطائی، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲ش. ۲. همان، ص ۱۶۶. ۳. فخرالدین، رازی، ص ۱۲۵. ۴. ولوی، مهدی رحمانی، تاریخ علمای بلخ، ج ۱، ص ۲۸۷، پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۸۳ش. ۵. یاقوت حموی، معجم الادباء، ج ۳، ص ۸۵، بیروت، نشر داراحیاء التراث العربی، بیتا.
تاریخ تولد او معلوم نیست. این سید و عالم جلیلالقدر از علمای شیعه امامیه است که با یازده واسطه به امام سجاد (ع) میرسد.[1] در لباب الانساب یکی از سادات اینگونه آمده است:
مقدم السادات به بلخ و سید عتره سید اجل شرف الساده ابوالحسن محمد بن عبیدالله بن ابی الحسن بن سیدزاهد عبیدالله بن علی بن حسین بن جعفر حجّه بن عبیدالله اعرج بن حسین اصغر بن علی بن حسین(ع) و او را در کتاب دمیه القصر، شیخ علی بن حسین اینگونه ذکر نموده: ایشان سیدسادات و شریف ایشان و بحرالعلما و تاج اشراف علویه از جرثومه نبویه … در سال ۴۵۵ در بغداد حضور پیدا کرد.[2]
در فضایل آمده است:
شیخ شصت و هفتم سیدالساده الامام الاجل الاشرف الامجد ضیاءالدین صدر طالبیه ابوالحسن محمد بن الحسین الحسینی است رحمهالله؛ سید اجل مرتضی سیدالساده ناصرالدین ابوالقاسم السمرقندی روحالله روحه میگوید: به عزّ لقای میمون او مشرف گشتم به وقت که سال هشتاد رسیده بود؛ در بلخ او را خاندان بزرگ و نسبتی عالی و شهرتی تمام بود. و ایشان قبیله بودند از اولاد ابی عبیدالله الاعرج از سبط علی بن ابی طالب(ع)؛ و از رؤسای بلخ و نقبای آنجا بودهاند و متمول و با کرم و با جود و سماحت؛ ایشان رحمهالله با رغد عیش وسعت مال مصحف مینوشت و از آن قوت خود میساخت؛ و همه شب بیدار بود، با آن که خادمان در خدمت وی بود هیچ کسی را در شب بیدار نمیکرد و آب وضوی خویش را خودش آماده میکرد؛ علما و افاضل نزد وی جمع میگشت. مدتی ریاست بلخ را در دست داشت و هیچ کس از وی آزار و اذیتی ندید؛ ایشان هرگز نماز جماعتش ترک نمیشد مگر بهواسطه عذری؛ صدقات او به محتاجان و فقیران و ضعیفان واصل بود در سال ۵۳۷ به جوار رحمت پیوست.[3]
۱. ولوی، ج ۲ ص ۱۰۷. ۲. علی بن فندق، بیهقی، لباب الانساب والالقاب، ج ۲، ص ۵۶۸، قم، نشر کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، ۱۴۱۰ق. ۳. واعظ بلخی، فضایل بلخ، ص ۳۵۶-۳۵۷، انتشارات بنیاد و فرهنگ ایران، بیجا، ۱۳۵۰ش.
کپی برداری از این مطلب با ذکر آدرس سایت www.sanglakh.com بلامانع میباشد.
(( ربنا و اجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امة مسلمة لک و ارنا منا سکنا و تب علینا ))
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم