بسم الله الرحمن الرحیم
ورود سادات به افغانستان را نمیشود به چند علت خلاصه کرد؛ (بهمین دلیل در سلسله پست ها و مطالبی که برای شما خوانندگان محترم به اشتراک میگذاریم دنبال کننده مطالب و تحقیقات دقیق پایگاه اطلاع رسانی سادات سنگلاخ باشید) زیرا هر کدام از سادات – چه به صورت جمعی و چه فردی- آنهم در مقاطع مختلف زمانی، به سوی افغانستان مهاجرت میکردند. شاید بتوان گفت: هرکدام به دلایل مختلف و جداگانه به آن سو قصد عزیمت مینمودند. اما به صورت کلی علل چندی را میتوان برشمرد؛ از جمله:
۱. سفرهای تفریحی
در اربع مخطوطات آمده است:
اما قطب جلیل سیداسماعیل بن سیدعلی مهذبالدوله برادر سوم سیدابراهیم اعزب ایشان صاحب کرامات و احوال غریب است … ایشان ازدواج کرد و چند فرزند و اعقاب برجای گذاشت: سیداحمد، سیدعمر، سیدعلی و سیدصالح. اما سیداحمد فرزند از خود بر جای گذاشت که راه و طریق عبادت اختیار نمود هنگامی که بزرگ شد، خرقه توسط پدرش پوشانده شد و از واسط رفت و به سوی تجرید سیاحت کرد و همچنین عراق عجم و شهرهای زیادی را و در انتهای سیاحت خویش، به شهر بلخ رسید و در همانجا مستقر گردید؛ بعداً با عایشه سیده، دختر سیدابراهیم بلخی حسینی از اشراف بلخ ازدواج کرد و فرزند و فرزند از وی بر جای ماند که اسمش را ابراهیم گذاشتند و سیداحمد در زمان حیات پدرش وفات کرد در اول ذیالحجه سال ۶۷۷ هجری در بلخ در قبرستان علویین دفن شد.
۱. السید محمدمرتضی الحسینی، الزبیدی، تاجالعروس، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۹ق. ۲. ابن منظور، لسانالعرب، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق. ۳. میرغلام محمد، غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ص ۸-۷، تهران، انتشارات جمهوری، (اسدی) ۱۳۸۴ش.
۲. سفرهای علمی
در ریاضالانساب آمده است:
ازجمله ایشان شریف نسابه ابوحرب محمد بن محسن بن حسین بن علی حدوشه بن محمد الاصغر بن حمزه التفلیسی بن علی دینوری مذکور ملقب به شیخ الشرف در بغداد بود و به طرف بلاد عجم سفر کرد و جریده چند شهر را فراهم و در ۴۸۰ در غزنه وفات نمود.
۳. فرار از حکومتهای جور
در تحفهالطالب آمده است:
و محمد نفس زکیه عقب و فرزندش ابا محمد عبدالله کابلی است که وی فرار کرد و بعد از قتل پدرش بهسوی سند رفت و در کابل به قتل رسید … و عبدالله از خود فرزند به نام محمد بر جای گذاشت که در کابل متولد شده بود.
۴. دعوت از طرف حاكمان وقت: ۱,۴.
… و نصیرالدین ملک غزنه مکاتبه نمود که از خاندان طالبیین را در آنجا بفرستد که آن امور را به دست گیرند که بعد چهار نفر را که عبارتند از: سیدتاجالدین، سیدضیاءالدین، سیدمحمود مشهور به گیسودار و سیدعلی بخاری وارد آنجا شدند.
۲,۴. در سراجالانساب آمده است:
… و این شمسالدین علی نقیب النقباء، ممالك عراقیین و خراسان در زمان سلطنت پادشاه مرحوم شاهرخ میرزا از نجف اشرف به خراسان آمد. … در فرصتی که نوبت سلطنت به سلطان شاهرخ رسیده بود، باز به بلده سبزوار نزول فرمودند و از سبزوار به بلده هرات تشریف بردند که آمیرزا شاهرخ را ببیند چون به بلده فاخره هرات رسیدند و حضرت سلطان مذکور را دریافتند و در آن روز که جناب سیادت مآبی مذکور به باغ زاغان رفته بود، شیری را رها کردند که با گاو جنگ کند. شیر که خود از بند بیرون کرده حمله بر مردم کرد، همه ترسیدند بر درختها رفتند و جایها پنهان شدند، سید نترسید و بر جای ایستاده، شیر چنان به سید نزدیک شد که پنجه شیر به سید میرسید، شیر سر بر زمین نهاد و بازگشت. چون حضرت شاه و ارکان دولت این حال را مشاهده کردند، تعظیم و احترام سید را زیاده کردند.
۱. علی بن حسین، واسطی، اربع مخطوطات، ص ۲۴ و ۲۷، تحقیق عبدالله بن حسین الساده، دمشق، ۱۹۹۷م. ۲. آقا میرزا، شیرازی، رياض الانساب و مجمع الاعقاب، ج ۲، ص ۱۰۵، نشر بمبئی. ۳. سیدمحمدحسین، سمر قندی، تحفه الطالب، ص ۲۲، مدينهالمنوره، ۱۴۱۸ق. ۴. سیدمحمدکاظم، یمانی، النفحه العنبریه، ص ۸۵، قم، کتابخانه آیتالله مرعشی نجفی، ۱۳۷۷ش.
کپی برداری از این مطلب با ذکر آدرس سایت www.sanglakh.com بلامانع میباشد.
(( ربنا و اجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امة مسلمة لک و ارنا منا سکنا و تب علینا ))
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم