بسم الله الرحمن الرحیم
در میان اقوام و ملل جهان از دیرباز، رفتارهایی برای نشان دادن احترام به دیگران، بزرگداشت افراد، ابراز محبت و دوستی … وجود داشته است؛ این رفتارها در برابر رهبران دینی و بزرگترها، حاکمان و امیران، دانشمندان و دوستان وخویشاوندان و کودکان… بروز پیدا میکند، از جمله این رفتار بوسیدن سر و پیشانی، گونه و دست و پا میباشد.
در آثار و منابع اسلامی و در بین علما و مسلمین -از همه فرقهها و مذاهب- نیز چنین رفتارهایی را میتوان مشاهده کرد که یکی از آنها دست بوسی است. دربرابر رفتار «دست بوسی» دیدگاههای مختلفی وجود داشته و دارد که از تایید و تکذیب آن، تا حکم به استحبات و یا کراهت آن را میتوان سراغ گرفت.
نکته مهمی که باید به آن توجه داشت، رفتارهای مورد اشاره به خودی خود و به ذات خویش، دارای حسن و قبح نیستند، و به بیان دیگر حسن و قبح ذاتی ندارند، و نیکویی و زشتی آن، وابسته به نیت ها و انگیزههای افراد، شرایط اجتماعی، فرد انجام دهنده و… برمیگردد؛ به عنوان مثال، دست بوسی کودکی نوزاد نمیتواند معنا و مفهوم زشت و ناپسندی در هیچ فرهنگ و مذهبی داشته باشد، و معنای آن جز ابراز محبت و عاطفه نسبت به کودک نخواهد بود.
بنابراین، در بررسی رفتار «دست بوسی» و پسند و ناپسندی آن، باید به جوانب دیگر آن پرداخت، و به انگیزهها، نتایج و آثار آن توجه کرد، براین پایه، حکم واحد و یکسانی برای «دست بوسی» نمیتوان صادر کرد، که همه موارد و افراد را در همه شرایط و زمانها و مکانها در برگیرد و آنرا درهمه موارد ناپسند و مذموم یا مورد پسند و نیکو شمرد.
نباید از یاد برد که اقوام و مللی که به اسلام گرویدند، دارای رفتارهای مختلف به جهت احترام و تکریم بزرگان و دیگران بودند، و اسلام دربرابر این رفتارها سه گونه برخورد داشته است، پارهای از آنها را تایید و برخی را رد نموده است و پیرامون برخی از رفتارها نیز سکوت اختیار کرده یعنی ما رد و یا اثباتی در سیره و سنت پیغمبر(ص) و بزرگان اسلام در برابر آن نمیشناسیم.

در اسلام، رفتاری مانند «سجده» دربرابر دیگران به شدت رد و نفی شده است، ولی پیرامون «دستبوسی»، آثار مختلفی در دست است که برخی آن را تایید و برخی کراهت دارند، بنابراین میتوان گفت که نظر اسلام و دین پیرامون آن، نه رد مطلق و نه تأیید مطلق میباشد، بلکه با توجه به موارد آن که به سبب انگیزهها و شرایط تغییر میکند، حکم آن نیز مختلف میشود، بی شک میتوان گفت اگر «دستبوسی» موجب خواری و ذلت «دستبوسنده» و کبر و غرور کسی شود که دست او بوسیده میشود، ناپسند و مذموم است.

پدیده ای که اسلام با آن به شدت مخالفت میکند احترام برای تملق و چاپلوسی است. این تملق و چاپلوسی گاهی در زبان و گاهی در رفتار و گاهی در نوشتار پدید می آید که تاریخی به قدمت حیات انسان و حکومتها توسط نوع بشر دارد ! متاسفانه طی سالها تجربه و حضور در جامعه, خصوصا جامعه ای که به سمت قوم گرایی پیش میرود نه فضیلت گرایی, شاهد حضور این افراد متملق بوده و هستم . افراد چاپلوس و متملق این عمل زشت را برای بدست آوردن مال دنيا، افزایش محبوبیت و جلب توجه بیشتر و بدست اوردن پست و مقام و موقعیت بهتر، در برابر صاحبان مقام و قدرت، به زانو مى افتند، سر تعظيم فرود مى آورند، و بصورت بنده ايى ذليل و بى ارزش ظاهر مى شوند که اسلام و حقیقت اسلام با این نوع زندگانی نه تنها یک فرد مسلمان بلکه برای غیر مسلمان مخالف است. این افراد گاهی برای قوم گرایی و گاهی برای بی احترامی به ارزش های جامعه مسبب بدگویی و غیبت و دروغ بافی و وارد کردن تهمت و افترا برای از صحنه بدر کردن افراد توانمند و دلسوز و خادم می شوند. (که بیشتر به این مساله نمیپردازیم و در آینده ای نزدیک, این نوع برخورد را مورد تحقیق و نقد, خصوصا در بین شیعیان افغانستان قرار خواهیم داد.)
در باب بوسیدن دست سادات, نه تنها این امر باعث خواری دست بوسنده نمیشود بلکه به نوعی احترام به سبب سیادت و فضیلت شخص سید میباشد که از دیرباز با بوسیدن دست سادات و هم چنین بوسیدن سر شخص بوسنده از طرف سید نوعی احترام و مودت و دوستی به یکدیگر را نشان میدهد که سفارش دین مبین اسلام و تاکید آن به محبت به یکدیگر است و آثار فراوانی در جامعه دارد. محبت و دوستی و همدلی در بین آحاد شیعیان مستحکم تر میشود و به نسل های دیگر هم آموزش میدهند که محبت و همدلی به چه معنا است. شخص بوسنده تمرین محبت و احترام به ذریه پیامبر خدا و امیرالمومنین علی علیه السلام را دارد و سادات هم در مقابل با محبت به موالیان جد خود این احترام را با ارزش و بافضیلت میدانند و سعی در احترام متقابل نسبت به احترام کننده و تلاش مضاعف برای ترویج و تبیین دین الهی در جامعه شیعیان را در پیش میگیرند.
اینک با نقل نمونههایی از سنت و سخنان بزرگان اسلام، زوایای بیشتری از بحث برای خوانندگان روشن میشود. بیش از نقل آنها، توجه به یک نکته مفید خواهد بود که در اسلام اموری از بوسیدن دست خویشتن وجود دارد، چنانکه پیغمبر(ص) و… پس از استلام حجرالاسود، دست خود را میبوسید و یا امام علیه السلام در دادن صدقه دست خود را میبوسید، که این خود حکایت میکند دست به دلیل تماس با حجر و… مبارک شده و ارزش بوسیدن دارد، همین نکته در مورد بوسیدن دست دیگران نیز میتواند مورد توجه قرار گیرد.
۱- در سنت و سیره اصحاب و یاران پیغمبر(س) و ائمه معصومین(ع)، مواردی دیده میشود که آنها دست پیغمبر(س) و امام(ع) را بوسیدهاند، و نهی و ردی از سوی آنان نیز نشده است.
در کتاب «موسوعة الدفاع عن رسولالله(ص)،ج۲، ص ۷۹»مینویسد: «در مورد بوسیدن دست، احادیث و آثار فراوانی وجود دارد که مجموع آن بر ثبوت آن از پیغمبر(ص) دلالت میکند.»
در آثار و منابع از بوسیدن دست پیغمبر(ص) توسط یاران و اصحاب از جمله زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه و بوسیدن دست امام حسین(ص) توسط فرزدق شاعر و بوسیدن دست امام صادق(ص) توسط محمد بن مسلم [فقیه و راوی بزرگ شیعه] …حکایت شده است.
[کنزالعمال، ج۲۹، ۲۲۰، جامع الاحادیث، ج۲۸، ص۱۰، کافی، ج۲، ص ۱۸۵، بحارالانوار، ج۴۶، ص ۹۵۷؛ کشف العمه، ج۲، ص۴۳، تفسیر منسوب به امام عسکری(ع)، ص ۶۳۷و…]
۲- در کتاب شریف کافی از امام صادق علیه السلام با سند صحیح نقل شده است:« سر و دست کسی جز سر و دست پیغمبر(ص) یا کسی که از او اراده رسول خدا(ص) بشود، بوسیده نمیشود.» و در روایت دیگری فرمودهاند، دست بوسیدن جز برای پیغمبر و جانشین پیغمبر(ص) شایسته نیست.[کافی، ج۲، ص ۱۸۵]
۳- در منابع اهل سنت از بوسیدن دست خلیفه دوم توسط ابوعبیده جراح [السنن الکبری، ج۷، ص ۱۰۱] و بوسیدن دست انس به مالک به دلیل تماس با دست پیغمبر(ص) و … یاد شده است.
۴- شهید اول، از فقهای بزرگ شیعه، به جواز بوسیدن دست برادران مسلمان که به عنوان تعظیم و بزرگداشت مومن فتوا میدهد [القواعد و الفوائد،ج۲، الدروس الشرعیه، ج۲، ص ۱۸]
۵- عالمان اهل سنت نیز به جواز، بلکه استحباب آن نظر دادهاند از جمله صاحب البحر المحیط در تفسیر خویش[ج۶، ص ۳۲۷] به جواز دست بوسی، و صاحب فیض القدیر [ج۶، ص۱۵] به استحباب آن برای علم و شرف قائل شدهاند.
درمجموع از روایات، فتاوا و دیدگاههای فقیهان اسلام، نمیتوان دست بوسی را کاری نادرست و ناپسند برشمرد، آری باید توجه داشت که این رفتار نباید موجب تجلیل و احترام کسانی شود که شایستگی ندارند، و نباید برای امور دنیا و ارباب زر و زور انجام پذیرد، و نباید موجب خواری و… گردد.
بنابراین، چه زیبا و پسندیده است که فقط این «دستبوسی» در برابر کسانی انجام شود که قصد و نیت از آن تجلیل و بزرگداشت پیغمبر(ص) باشد، و آن کسی که دست میبوسد و آن که دستش بوسیده میشود، هر دو مراقب باشند که مبادا انگیزههای دیگر در آن راه پیدا کند. خصوصا سادات معظم به این امر بیشتر واقف هستند و میدانند که این احترام به سبب اجداد پاک و طاهر ایشان میباشد.
نه تنها بوسیدن دست بلکه نگاه محبت آمیز به سادات, خود عبادت است در حدیثی از امام رضا علیه السلام در عیون اخبار الرضا علیه السلام ج2ص51 نقل شده است که امام رضا علیه السلام فرمودند: نگاه کردن به فرزندان ما عبادت است, راوی گوید: عرض کردم: یابن رسول الله, نگاه کردن به فرزندان شما یا همه اولاد پیغمبر صلی الله علیه و آله؟ حضرت فرمودند: نگاه کردن به همه فرزندان پیغمبر صلی الله علیه و آله تا زمانی که از روش رسول الله صلی الله علیه و آله جدا نشده و خویشتن را به گناه آلوده نکردند عبادت است.
دین مبین اسلام به پاس زحمات ثقلین این چنین ثواب و امور سهل را برای کسب فیض مومنان برای آنان قرار داده است تا باشد که ذره ای از زحمات منادیان عدل و انسانیت را جبران کنند تا در روز قیامت در زمره دوستداران اهل بیت علیهم السلام قرار بگیرند و این اجر و ثواب بی پاسخ نمیماند همانطور که امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: هر که نیکی کند به یکی از فرزندان عبدالمطلب و او مکافات نکند او را در دنیا من مکافات میکنم او را در روز قیامت. کبریت احمر 427 چاپ سنگی- یا در حدیث دیگری از رسول الله صلی الله علیه و آله نقل شده است که نشان دهنده این است که نه تنها محبت به آنان دارای ثواب و اجر است بلکه کسیکه برای بنی هاشم کاری انجام دهد و پاداش نگیرد در روز قیامت پاداشش بر عهده رسول خدا صلی الله علیه و آله میباشد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که برای یکی از فرزندان عبدالمطلب کاری انجام دهد و در برابر به او پاداش داده نشود, من فردای قیامت هنگامی که مرا ببیند, به او پاداش میدهم – صحیفه الامام الرضا علیه السلام 86 –
بررسی دو حدیث در دست بوسی
همان گونه كه ميدانيد در مورد احترام به پدر و مادر و بزرگان و كساني كه در اسلام ريش خود را سپيد كردهاند توصيهي زيادي شده است كه از جمله ميفرمايند: «وقِّروا كبارَكم»[صدوق، عيون اخبار الرضا(ع)، بيروت، مؤسسة اعلمي مطبوعاتي، چاپ اول، سال ۱۴۰۴، ج۲، ص ۲۶۵، حديث ۵۳] به بزرگان خود احترام كنيد، در حقيقت احترام به ديگران نشانهي شخصيت و بزرگمنشي احترام كننده است.
دو حديث مذكور را ابن شعبة حراني در كتاب تحف العقول بدون ذكر سند چنين نقل كرده: و قال ـ عليه السّلام ـ : لا يقبل الرجل يد الرجل، فإنّ قبلة يده كالصلاة له، و قال ـ عليه السّلام ـ : … و قبلة الامام بين عينيه.[ابن شعبه حراني، تحف العقول، قم، مؤسسة نشر اسلامي، جامعة مدرسين، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق، ص۴۵۰.] در اصطلاح حديث شناسي اين چنين روايت را مرسله مينامند كه از درجة اعتبار ساقط است، پس نميتوان براي اثبات مطلبي به اين دو حديث استناد و استدلال كرد.
ولي محدّث بزرگوار جهان تشيّع مرحوم ثقة الاسلام كليني در كتاب شريف كافي دو حديث مشابه را با ذكر سند نقل ميكند كه در بين روات يكي از آنها فردي است كه مورد اعتماد نيست، حديث اول كافي چنين است: علي بن مزيد صاحب السابري قال دخلت علي أبي عبدالله ـ عليه السّلام ـ فتناولت يده فقبلتها، فقال: أما إنها لا تصلح إلاّ لِنَبٍّي أو وصي نبي.[کليني، محمد بن يعقوب، كافي، دارالكتب الاسلاميه آخوندي، چاپ چهارم، ۱۳۶۵، ج۲، ص ۱۸۵، حديث ۲] علي بن مزيد ميگويد:
خدمت امام صادق ـ عليه السّلام ـ رسيدم و دست آن حضرت را بوسيدم، امام ـ عليه السّلام ـ فرمودند: آگاه باش كه بوسيدن دست كسي صحيح نيست مگر دست پيامبر يا وصي پيامبر، و حديث دوم چنين است: رفاعة بن موسي عن أبي عبدالله ـ عليه السّلام ـ قال: لا يقبل رأس أحد و لا يده إلا يد رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ أو من اريد به رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ [همان، ج۲، ص ۱۸۵، حديث ۲] رفاعه روايت ميكند از امام صادق ـ عليه السّلام ـ كه آن حضرت فرمودند: سر و دست كسي را نبايد بوسيد مگر دست پيامبر خداـ صلّي الله عليه و آله ـ ، يا كسي كه ميبوسد منظورش از بوسيدن سر و دست او، احترام به رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ باشد.
حضرت فرمودند: سر و دست كسي را نبايد بوسيد مگر دست پيامبر خداـ صلّي الله عليه و آله ـ ، يا كسي كه ميبوسد منظورش از بوسيدن سر و دست او، احترام به رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ باشد.
با بررسي اسناد اين دو روايت معلوم ميشود كه حديث اول ضعيف است چون كه علي بن مزيد سابري توثيق نشده است و حديث دوم سندش صحيح است.
علامه بزرگوار مجلسي بعد از نقل حديث اول كليني ميفرمايد: اين روايت دلالت دارد بر اينكه بوسيدن دست غير معصوم ممنوع است. ولي اين خبر علاوه بر اينكه مجهول است صريح در حرام بودن نيست بلكه ظاهر آن دلالت بر كراهت دارد،[مجلسي، محمّد باقر، بحار الانوار، بيروت، مؤسسة الوفاء، چاپ دوم، سال ۱۴۰۳ق، ج۷۳، ص۳۹]و بعد ذكر حديث دوم در ضمن بياني مينويسد: منظور از واژة «من» به اجماع فقهاء، امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ هستند. و همچنين سادات و علماء را هم شامل ميشود كه در اين قسم اختلاف است گر چه در كلام اصحاب ما نديديم كسي تصريح به حرام بودن كند.[همان، ج۷۳، ص۳۸]
لازم به ذكر است كه با توجّه به عرف و متون فقهي، بوسيدن دست ديگران چند نوع است:
يكي اينكه مثل اينكه بعضيها دست سرمايهداري را ميبوسند به طمع مال او، كه اين عمل ناپسند است نوع ديگر براي محبّت است مثل بوسيدن دست والدين، دست فرزند خردسال خود يا بوسيدن فرزندان مؤدب دست پدر و مادر خود، را كه جايز است و عملي پسنديده ميباشد و جز متشرعان آن را انجام ميدهند و يك قسم ديگر جنبة تقدّس دارد مثل بوسيدن دست پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و يا امام ـ عليه السّلام ـ . كه قطعاً بدون اشكال و بلكه از اعمال با فضيلت است و از نشانههاي عشق و ايمان به آن حضرت ميباشد.
- در بحار الانوار از امام صادق ـ عليه السّلام ـ نقل شده كه حضرت فرمودند: لا يقبل رأس احد و لا يده الاّ رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ او من اريد به رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ ؛ يعني بوسيده نشود يا نميشود سر و دست كسي جز پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ يا كسي كه در بوسيدن او پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ اراده شده باشد.
مرحوم مجلسي پس از ذكر اين روايت ائمه ـ عليهم السّلام ـ و سادات و علما را جزء كساني دانسته است كه در بوسيدن آنها پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ اراده ميشود و در مورد علت دخول علماي عامل و هدايتگر مردم كه قول و عملشان با هم موافق باشد در اين حكم را اين ميداند كه علما ورثهي انبيا هستند.[همان، ج۳۵، ص۳۷ـ۳۸، و ذيل آن]
نكته: اين كه گفته شد بوسيدن دست عالم و سادات جايز است منظور اين نيست كه دست هر عالم يا عالمنماي را ميتوان بوسيد، بلكه دست عالم عامل اهل تقوي، و ورع و زاهد را ميشود بوسيد و منظور این نیست که دست هر سید و ساداتی باید بوسیده شود بلکه دست ساداتی به سبب محبت به اهل بیت علیهم السلام بوسیده میشود که بدعت گذار نباشند.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
۱ـ بحارالانوار، مرحوم محمّدباقر مجلسي، ج ۷۳، ص ۳۸ و ۳۹، ناشر: مؤسسه الوفاء بيروت، چاپ دوم، سال ۱۴۰۳ق.
۲ـ بحر رائق اين نجيم مصري حنفي، ج۸، ص ۳۶۴، ناشر: محمّد علي بيضون، چاپخانة: دار الكتب العلميه بيروت، سال ۱۴۱۸، چاپ اول.
کپی برداری از این مطلب با ذکر آدرس سایت www.sanglakh.com بلامانع میباشد.
(( ربنا و اجعلنا مسلمین لک و من ذریتنا امة مسلمة لک و ارنا منا سکنا و تب علینا ))
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم