بسم الله الرحمن الرحیم
برای نسل جوان، تاریخ فقط خاطره نیست؛ درس است.
روزهای خونین ۱۷ اسد ۱۳۷۷، وقتی طالبان مزارشریف را تصرف کردند، به یکی از سیاهترین صفحات تاریخ افغانستان تبدیل شد. در آن روز و روزهای پس از آن، هزاران نفر به جرم لهجه، زبان، نژاد و مذهب، هدف انتقامگیری و خشونت بیرحمانه قرار گرفتند.
از تصرف مزارشریف تا ایستادگی در چهارکنت
با سقوط کامل مزارشریف، طالبان موجی از کشتار و بازداشتهای گسترده را آغاز کردند.
حدود ۱۰ هزار نفر—اکثریت از مردم هزاره و شیعه—در کوچهها، خانهها و حتی مکانهای مذهبی قتلعام شدند.
هزاران نفر دیگر به زندان افتادند، صرفاً به دلیل اینکه لهجه، چهره یا مذهبشان با حاکمان تازه همخوانی نداشت.
در این روزهای تاریک، شهید سید اسدالله مسرور، فرماندهای جهادی و شجاع، در ولسوالی چهارکنت، نقش تعیینکنندهای ایفا کرد.
باز کردن دروازه ولسوالی چهارکنت و پذیرایی مهاجران
وقتی خبر فاجعه به چهارکنت رسید، شهید مسرور تصمیمی تاریخی گرفت:
دروازههای ولسوالی چهارکنت را به روی موج آوارگان باز کرد.
مردم بیگناه و آواره شمال را، با وجود کمبود امکانات، در خانهها و روستاها جا داد.
مواد غذایی، سرپناه و امنیت برایشان فراهم کرد.
این تصمیم، هزاران نفر را از مرگ حتمی نجات داد.
صلح برای جلوگیری از کشتار بیشتر
شهید مسرور، با وجود آنکه میتوانست مسیر نظامی را انتخاب کند، در لحظهای حساس صلح و مذاکره را پیش گرفت تا فاجعه بزرگتری رخ ندهد.
او با استفاده از اعتبار و نفوذ خود توانست مانع پیشروی خونین طالبان به مناطق باقیمانده و جان هزاران نفر دیگر شود.
و آزاد شدند هزاران نفر دیگر از زندان های طالبان توسط شهید مسرور
جلوگیری از فاجعه دوم
اگر ایستادگی و تدبیر شهید مسرور نبود، قتلعام شیعیان و هزارهها میتوانست ابعاد بسیار بزرگتری به خود بگیرد.
مردم چهارکنت و آوارگان شمال تا امروز این حقیقت را فراموش نکردهاند.
درس تاریخ
نسل امروز باید بداند که در روزهای اسد ۱۳۷۷، هم خون بیگناهان بر خاک مزار ریخته شد و هم قهرمانانی بودند که با جان و اعتبارشان سپر مردم شدند.
یاد شهید سید اسدالله مسرور نهتنها یک خاطره، بلکه یک سرمشق برای مقاومت انسانی و مسئولیتپذیری در لحظههای بحرانی است.
روحش شاد و یادش گرامی باد