اشاره ای به خاندان‌های سادات در کشورهای مختلف

بسم الله الرحمن الرحیم

سادات در افغانستان

سادات در افغانستان از دیرباز به افغانستان و آسیای میانه مهاجرت کردند و در طول تاریخ در حوادث مهم و اجتماعی چه در زمانی که تحت حکومت خراسان بودند و چه بعد از تاسیس رسمی کشور افغانستان, شرکت داشتند و طوایف زیادی از سادات در افغانستان زندگی میکنند و نسبت به سادات مقیم کشورهای دیگر خصوصیات و رسوماتی که سیادت آنان را به اثبات میرساند را همراه هستند

حضرت یحیی ابن زید ابن امام سجاد (ع) یک تن از امام زادگان است که مدفنش سرپل ولایت جوزجان افغانستان است او زیارت گاه خواص و عام است این امام زاده در محلات منطقه مذکور زندگی نموده و از قراین پیداست که او در اثر ظلم و فشار خاندان اموی وارد مناطق شعیه نشین سر پل گردیده است .

سر سلسله سادات افغانستان را شش نفر تشکیل می دهند که از کشور عراق هجرت نموده و وارد افغانستان شده اند
1- سلطان سید احمد کبیر (ملقب به شاه برهنه)
2-میر سید علی سبزواری
(ملقب به پوست پوش و میر سید علی یخسوز)
3-سید حسین جلال الدین بخارایی
4-میر سید علی ولی
5-سید علی نامی
6-سید حسن
سلطان سید احمد کبیر به مدت سه سال در غار شمشیر سنگ به تحریر در آورده است چنین آورده شده است
در سنه هفت صدوده هجری ما شش نفر سادات از کربلای معلا بیرون امدیم نسخه خطی این کتاب در نزد یک تن از سادات یکاولنگ به نام شاه اکبر شاه موجود می باشد سلطان سید احمد چگونگی آمدن خود وهمراهان خود را به زبان ساده ی شعری چنین بیان می کند

کمر بست اخوان به ما شش نفر زایران رسیدیم این جا نگر
ان جمله سه تن علی نام داشت یکی بود اعرج به خودکام داشت
یکی پوست پوشیده اندر بدن دگر دان تو مجنون و یاوه سخن
چهارم جلال است وپنجم حسن ششم کمترین عبدالله و من

حضرت سلطان سید احمد کبیر که از جمله‌ی‌ هفت سلطان دین است. همچنین حضور پسر حضرت سید جلال بخاری مشهور به «بزرگ سرخ» یا «سرخ پوش» بن سید علی ابوالمؤید میباشد. حضرت سید جلال الدین بخاری از بخارا به شهر ملتان هند برای اشاعه‌ی‌ دین و ارشاد مردم مهاجرت کرد. در کتاب «شجرۀ سادات در افغانستان»، نوشته شده است که «سلطان سید احمد کبیر ملقب به « شاه برهنه » سید عالم، مبارز و مجتهد جامع الشرایط بود. در فضل و کمال و زهد و درجۀ علمی اش جای تردید نیست. کتاب «قصص الانبیا» از جملۀ آثار اوست که مدت سه سال به رشتۀ تحریر درآورده است. ناسازگاری او با زمامداران وقت باعث گردید تا به مرکز افغانستان (کابل) متواری گردید و مدت سه سال بصورت پنهان در غار کوهی در منطقۀ خوشی لوگر بصورت برهنه زندگی نمود. از سلطان سید احمد کبیر کرامات زیادی به ظهور رسیده است، گویند پرنده گان و حیوانات وحشی رام او بودند. بعداً به ولایت هرات رفته و در آنجا مسکن گزین شده اند و تا هنگام وفات در همانجا زیست، و به تبلیغ دین اسلام پرداخت و بر سنت جد بزرگوار خود حضزت محمد مصطفی (ص)عمل کرد.» ( کتاب «شجرۀ سادات در افغانستان» که دارای ضخامت بزرگ و به چاپ سنگی مزین است، بیش از یکصد و پنجاه سال در موزیم ملی نگهداری گردید. با تأسف در هنگام جنگهای تنظیمی که در شهر کابل بین جنگ سالاران به وقوع پیوست و منطقۀ دارالامان کابل و موزیم ملی قرار داشت، این کتاب از موزیم ملی به تاراج رفت.

هم اکنون طوایف مهمی از سادات در افغانستان زندگی میکنند که میتوان به سادات سنگلاخ که از فرزندان حضرت سید شاه قباد ولی میباشند اشاره کرد همچنین سادات خوشی که اولاده حضرت سید محمد شیرازی میباشند که در لوگر میباشند, سادات بامیان و یکاولنگ و مزارشریف و همچنین سادات ساکن در جلال آباد و کنر و قندهار و دیگر نقاط افغانستان زندگی میکنند از طوایف مهم سادات در افغانستان میباشند. 

سادات در افغانستان به دو مذهب سادات شیعه و سادات سنی تقسیم میشوند که در سالیان گذشته با همگرایی یکدیگر در عرصه های اجتماعی نقش بسزایی ایفا میکنند

سادات در ایران

سلسله های سادات در ایران از فرط کثرت و تیره های بسیار، قابل شمردن نیستند. در هر شهر و دهی خاندان یا خاندان‌هایی از ذریه پیغمبر(ص) زندگی می کنند سکنه برخی از دهات مانند قدمگاه نیشابور و دهی در کردستان همه سیدند، خاندان‌هایی از سادات با کلمه «میر» به اضافه اسمی ، شهرت دارند ؛ مانند میرسپاسی، امیر معزی، میرفندرسکی، میرداماد و بسیاری دیگر و این نمودار آن است که جد اعلای آنان امیرجائی بوده است. به هر حال سادات در ایران مانند کشور مغرب از احترام خاصی برخوردارند و مردم به آنان «آقا» و به زن‌هایشان «بی بی » می گویند، هر چند از طبقات پایین باشند.

در شهر مشهد سلسله هایی از سادات هستند که بعضی از آنان تعدادشان به هزارها می رسد : سلسله سادات رضوی از همه سر هستند، این سادات با سادات رضوی قم و شیراز از یک تیره هستند. سلسله سادات شهیدی از اولاد میرزا مهدی شهید یکی از شاگردان مبرز وحید بهبهانی که نسب به شاه نعمت الله ولی می رسانند.

همچنین در مشهد سادات حسینی و سجادی و جز اینها فراوانند. در قم سلسله سادات رضوی و سادات برقعی از اولاد موسی مبرقع فراوانند.

در اصفهان ، چند سلسله از سادات مانند عاملی‌ها که مرحوم آیه الله خادمی از آنها بود، روضاتی‌ها، اعقاب سید محمدباقر، صاحب کتاب شریف روضات الجنات، میردامادی‌ها از اخلاف دختری فیلسوف مشهور میرداماد، ابطحی‌ها، بهشتی‌ها، خاندان مرحوم دکتر بهشتی، نواب‌ها، خاندان سلطان العلما یا خلیفه سلطان، میرفندرسکی‌ها از اولاد میرفندرسکی، میرلوحی ها و بسیاری از سلسله های دیگر.

همچنین در شیراز، کرمان، یزد، شوشتر و خوزستان ، از جمله خاندان مرحوم سید نعمت الله جزایری. این خاندان‌ها اکثر به یکی از علمای نامی یا یک امیر مقتدر نسب می رسانند.

در تهران سلسله سادات اخوان، سادات جزائری، طباطبائی، امامی، بهبهانی شیرازی و دیگران.

در تبریز، خاندان‌های سادات طباطبائی (خاندان علامه طباطبائی، صاحب تفسیر المیزان) که به دو تیره تقسیم می شوند: قضات و شیخ الاسلام‌ها . تیره اول ، پشت در پشت قاضی و تیره دوم شیخ الاسلام تبریز بوده اند.

همچنین خاندانهای انگجی، شهیدی، حسینی و دیگر خاندان‌ها در تبریز هستند.

در بروجرد خاندان طباطبائی که مرحوم آیت الله العظمی بروجردی از آنها است. جد اعلای ایشان سید محمد طباطبائی حسنی حسینی است . طباطبائی‌های کربلا و خاندان بحرالعلوم هم از همین تیره هستند.

سادات در مغرب

تعداد نفوس سادات علوی در مغرب اقصی (مراکش) بسیار زیاد است وشاید متجاوز از یک ملیون تن باشند. زیرا در اواخر قرن دوم دقیقاً در سال ۱۷۲ ق که ادریس بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب (ع) ، برادر کوچک محمدبن عبدالله بن الحسن معروف به «نفس زکیه» (۱۴۵ ق) در مغرب قیام کرد و سلسله «ادراسه» را تشکیل داد ، سادات فراوانی از نسل او و برادرش یحیی ، در مغرب پدید آمدند که تا کنون وجود دارند.
در مغرب افراد و شخصیتهای متعددی ملقب به لقب « ادریسی » اند و نسب به ادریس بن عبدالله، سرسلسله خاندان ادریسی می رسانند.
علاوه بر این، شخصیتها و خاندان‌های فراوانی با لقب « العلوی » در آن دیار وجود دارند و از احترام خاصی در بین مردم برخوردارند، مردم به آنها « سید» یا به تعبیر محلی « سیدی » می گویند .

سادات در کشور مغرب از تعداد بیشتر و از احترام بالاتری برخوردارند.

سادات در اندونزی

در کشور بزرگ اندونزی که اینک از لحاظ کثرت نفوس مسلمانها، برترین کشور اسلامی است و در حدود ۱۵۰میلیون جمعیت دارد، خاندان بزرگی با عنوان « علوی و علویها » زندگی می کنند که در طول تاریخ و تاکنون از احترام خاصی برخوردارند و بیشتر پست‌های بالا را در دست دارند.

سادات در یمن

در بین زیدیهای یمن ، خاندان‌های متعددی از اولاد امام حسن و امام حسین (ع) از حدود ۱۲۰۰ سال پیش اقامت کرده اند و در معرفی وشرح حال سلسله های آنان کتاب‌ها نوشته اند. سادات در یمن هم اکنون نیز که دستگاه امامت از آن دیار برافتاده است، از احترام خاصی برخوردارند، چه آنها که به مذهب زیدی وفادار مانده اند، و یا به مذهب شافعی گرایش پیداکرده اند ولی عواطف و احساسات آنان مانند همه یمنی‌ها عواطف شیعی است. یمن نیز مانند عراق و ایران از آغاز، کشور اهل بیت (ع) بوده است.

زیدیه در امام ، شرط می دانند که یکی از فرزندان فاطمه (س) وعلی (ع) و از ذریه امام حسن یا امام حسین (ع) و فقیه و عادل و قائم به سیف باشد، در حالی که شیعه اثنی عشریه افراد مشخصی از نسل امام حسین را با شرایطی از جمله اعلم و اتقی و اشجع با وصف « عصمت » امامان خود می‌دانند.

سادات در عراق

از عصر علی (ع) به بعد ، خاندان‌های سادات در شهرهای عراق و از جمله در بغداد ، نجف ، کربلا ، کاظمین ، حله ، بصره ، سامرا و دیگر جاها سکنی دارند. سادات کربلا و نجف و کاظمین، اکثراً از خاندان‌های علمی معروف هستند؛ مانند خاندان‌های بحرالعلوم، طباطبائی، شیرازی، قزوینی، طالقانی، صدر،حکیم و جز این‌ها.

سادات محترمی هم در کربلا، نجف، کاظمین و سامرا کلیددار اعتاب مقدسه اند، تا جاییکه سادات سنی در سامرا در گذشته نزدیک کلید دار حرم مطهر سامرا بودند.

در بغداد نیز از سادات سنی خاندان‌هایی وجود دارند؛ از جمله خاندان آلوسی؛ که صاحب تفسیر مهم روح المعانی است.

سادات در عربستان

شرفای مکه که بیش از هزار سال در آن شهر امارت داشته اند، از اولادحضرت امام حسن مجتبی (ع) هستند و آخرین امیر ایشان، شریف حسین، پدر ملک فیصل پادشاه عراق و ملک عبدالله، پادشاه اردن بود که بعداً این دوخاندان در عراق و اردن، سلسله سلطنت تشکیل دادند. آخرین پادشاه عراق نوه ملک فیصل اول، ملک فیصل دوم بود. و آخرین پادشاه کشور هاشمی اردن، ملک حسین نوه ملک عبدالله است.

در ساحل خلیج عقبه در ینبع خاندان‌های سادات حسنی زندگی می کنند، در مدینه سادات معروف به نخاولی هستند .

به هر حال در مکه و مدینه و دیگر نقاط عربستان، هم اکنون خاندان‌های سادات فراوانند، اما از ترس وهابی‌ها خیلی خود را افشا نمی کنند.

در مکه خاندان « السید العلوی المالکی » هستند. بزرگ این خاندان، سیدعباس العلوی المالکی بود که من او را دیده ام. او مورد توجه ارباب طریقت بود و مریدانی در آفریقا و شام داشت و مدرس رسمی مسجدالحرام هم بود. و هم اکنون فرزندش دکتر محمد العلوی المالکی همان سمت را دارد و مریدان پدر را دستگیری می‌نماید.

سادات در مصر

خاندان‌های سادات و نقیبان در کشور مصر فراوانند. مشایخ طریقت درمصر غالباً یا عموماً از سادات هستند. در مصر علیا بالاخص در شهر اسوان طایفه‌ای به نام     « جعافره » زندگی می کنند با اقتدار و شجاع و مورد عنایت دولت مصر. آنان خود را از فرزندان جعفربن محمدالصادق (ع) می دانند.

جعافره مصر، خود موضوع قابل بحثی است و احتمالاً تیره هایی از آنان از اعقاب جعفربن ابی طالب باشند. در این خصوص به کتاب عمده الطالب رجوع شود. این نکته مسلم است که مصریان عموماً نهایت عشق و علاقه را به اهل بیت (ع) دارند ، علاوه بر نام حسن و حسین، نام حسنین در مصر فراوان است و خاندان‌های معروفی مانند خاندان حسنین هیکل نویسنده مصری در مصر یافت می شوند. ولی رابطه مصری‌ها با اهل بیت (ع) همه اش اظهار محبت و برگزاری جشن‌هاست نه عزاداری.

مرحوم سید محسن امین جبل عاملی در کتاب معادن الجواهر ج ۲/۳۳۰ در شرح دیدار دوم خود از مصر، سال ۱۳۴۱ هجری قمری نوشته است:«شیعیان در قاهره دو تکیه دارند ؛ یکی از آن ایرانیها و دیگری از آن ترکها است. و در ایام عاشورای حسینی در هردو تکیه مراسم عزاداری و اطعام برقرار است. و علاوه بر شیعیان، سنی‌های مصری و سیاحان فرنگی هم در آن مراسم شرکت می کنند. اما گویندگان صلاحیت سخن گفتن و مصیبت خواندن ندارند ومطالب واهی و دروغ و موهن برای مردم می گویند که جای تأسف است.

مرحوم عاملی درهمان کتاب از این که جماعت انبوهی از ایرانیان، درمصر زندگی مرفهی دارند اما به فکر یادگرفتن احکام و فرائض خود نیستند اظهار تأسف می کند. گویا ایرانیان درمصری‌ها تحلیل رفته اند و از ایرانی بودن و تشیع جز عناوین اصفهانی یا خراسانی چیز دیگری برای آنان باقی نمانده است.

در آسیای وسطی و ترکیه

در این بلاد خاندان‌های بسیاری از سادات اعم از شیعه و اهل سنت ازقدیم تاکنون زندگی می کنند. در سمرقند و بلخ و بخارا و دیگر جاها . همچنین در ترکیه دربین اهل سنت از خاندان‌های سادات فراوانند . علویون ترکیه که در اصل شیعه اثنی عشری بوده اند و فعلاً طایفه جدا به شمار می آیند، و لقب علویون به لحاظ علاقه خاص آنان به علی (ع) و غلو برخی از تیره های آنان درباره آن حضرت است و نه به واسطه ارتباط نسبی با آن حضرت ؛ مانند علویون مغرب و اندونزی و دیگر جاها ، گر چه در بین آنان علوی نسب هم وجود دارد.

در شبه قاره هند

در هند سلسله هایی از سادات زندگی می کنند و در میان آنان شخصیت‌های معروفی پیدا شده اند. سادات « پتنه » سادات صحیح النسبی هستند که اصل آنان از علویین نیشابور نشأت گرفته ؛ یعنی اجداد آنان از نیشابور راهی هند شده اند. از میان آنان خاندان‌های معروفی برخاسته اند: خاندان «صاحب عبقات»، خاندان ابوالأعلای مودودی، خاندان امام خمینی ، و بنابر مسموع خاندان ابوالحسین ندوی نویسنده مشهور هند همه از سادات پتنه اند.

برخی از سلسله سادات حسینی هند از اولاد امام زین العابدین (ع) هستند. ایشان خاندان‌های متعددی هستند که هر کدام لقب خاصی اتخاذ کرده اند : «عابدی» ، « زین العابدینی » و برخی دیگر « سجادی »

سلسله های سادات رضوی و نقوی که در هند و پاکستان پراکنده اند و ازاولاد حضرت هادی (ع) هستند، به کثرت در بین علما و شخصیت‌ها به چشم می خورند.

سلسله هایی از حکم‌رانان شیعه و سنی علی التناوب بر حیدرآباد فرمانروایی داشته اند و در دوران حاکمان سنی، شیعیان مذهب خود را پنهان می کرده اند و تدریجاً فرزندان ایشان سنی شده اند با گرایش تشیع و عواطف و محبت به اهل بیت پیغمبر(ص) .

در ناحیه «ملتا» در هند چند قرن پیش از این، سیدی به امارت رسیده است و هنگام مردن حدود ۲۵۰ فرزند بلاواسطه داشته که آن ناحیه را مملو از اولاد پیغمبر(ص) کرده اند.

در کشمیر، سادات صحیح النسب و بزرگواری زندگی می کنند که از میان آنان بزرگانی برخاسته اند، در کربلا و نجف بیوتاتی از سادات «کشمیری » با همین لقب شهرت دارند.

عارف و عالم معروف، سید مرتضی کشمیری در نجف اشرف معلم اخلاق بوده است .

سادات در چین

در چین هم نشانی از سادات هست. از جمله در کتاب حاضر العالم الاسلامی آمده است : سید شمس الدین در قرون گذشته به چین رفته و اسلام را در آن مرز و بوم نشر داده است.

«شمس الدین با لقب سید الاجل بزرگترین شخصیت مذهبی و سیاسی مسلمان‌های چینی است، مزار وی، در استان «یوننان» در سمت جنوب غربی چین واقع و مورد احترام همه مسلمان‌های چینی است که گویا همراه تاتارها در قرن هفتم از بخاری به چین آمده است و احتمال دارد از سادات آن ناحیه باشند. خاندانش در محله ای به نام « ناجاین » هم اکنون در همین استان زندگی می کنند و حدود ۲۰ هزار نفرند. فرزندش ناصرالدین و پس از وی اولاد او جانشین پدر شده اند و عده ای از آنان به حکمرانی رسیده اند، بسیاری از اسامی مسلمان‌ها با کلمه « نا » آغاز می شودکه از نام ناصرالدین ماخوذ است .

در آن جا مراسم عاشورای حسینی برگزار می شود و زن‌های مسلمان ولادت حضرت زهرا (س) را طی مراسم مجللی جشن می گیرند.

سادات در یونان

در خاتمه کتاب شرح زندگی حضرت ابوالفضل العباس ، مرحوم آیه الله مرعشی راجع به اعقاب و اولاد آن حضرت نوشته اند: خاندان بزرگی از اولاد حضرت عباس در یونان زندگی می کنند.

سادات در مناطق خارج از کشورهای اسلامی

امروزه جمعیت زیادی از سادات در غرب زندگی میکنند و در هر جامعه مصدر امید و خدمت برای مسلمانان و شیعیان میباشند که آماری دقیقی از آنان نیست لکن امری که مسلم است این است که در هر کشور غربی و دیگر نقاط جهان خانواده های سادات حضور دارند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

منوی مطالب

آخرین مطالب

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید